
جات خالیه کنارم،رضا گل بهارم آتیش زده فراقت،به قلب بیقرارم کاشکی میشد که باشی،لحظهی احتضارم دلم میخواد سرم رو،رو پای تو بذارم میبینی چشم ترم و رو خاک غربت سرم و شکسته بال و پرم و نداره جون پیکرم و ابریِ آسمونم به لب رسیده جونم داداش مهربونم (رضا گل بهار من) مضطر و ناتوونم،محاله که بمونم این دم آخر ای یار،بند اومده زبونم کاشکی میشد بیای و،منتظرت نمونم نیستی ببینی با اشک،بریده شد امونم امید آخرم تویی عزیز و دلبرم تویی من واسهٔ تو خواهرم تنها برادرم تویی غریب خواهرت بیا بیا پیشم داداش رضا دارم میشم ازت جدا (رضا گل بهار من) من که تو راه ساوه،پیکر پاره دیدم تا که به قم رسیدم،جز احترام ندیدم سلام و تهنیت از،مردم قم شنیدم این همه لطف و دیدم،آه تو دلم کشیدم یادم اومد روضه شام شنیدم اینکه از رو بام عدهای میزدن با سنگ جای سلام و احترام عمهٔ قد کمونم غم تو برد امونم آتیش زدی به جونم (عمهی مظلومه ی من) majmaozakerine@ منبع:کانال متن روضه مجمع الذاکرین