
جون یه خواهر/ بسته به جون برادره همیشه خواهر/ دل نگرون برادره (الهی هیچ خواهری خونجگر نباشه خواهر از برادرش بی خبر نباشه)2 بارون خواهر و - دریا برادره معصومه خواهر و - رضا برادره تنهای تنها / خواهری که بین بستره چاره نداره / که بی داداشش میخاد بره (داره میره اما قلبش آروم نداره میخاد سرش رو رو پای رضا بذاره)2 تنها خواهر و - تنها برادره معصومه خواهر و - رضا برادره یه خواهر اینجا / با عزت و احترام اومد یه خواهر اما / برا اسیری به شام اومد (الهی هیچ خواهری پریشون نباشه رو لب برادرش خیزرون نباشه)2 رو ناقه خواهر و - رو نی برادره زینب خواهر و - حسین برادره منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک