
بسترِ لالهگون و یاسم قدکمونه صورت اَرغووُن و سینهِ غرقِ خونه یازهرا یازهرا /۴/ صورت رویِ دیوار داداشم میذاره مادرم زِ مسمار یادگاری داره از سنگِ کنایه آئینه شکسته پهلوونِ خیبر تو خونه نشسته سلیمانِ عالم تو مدینه تنهاست پشتیبانِ خاتم عزادارِ زهراست یازهرا یازهرا /۴/ دستِ شیرِ یزدان تو چنگِ طنابه حتی بیتالاحزانِ زهرا خرابه یاسِ خونهیِ ما شقایق نشونه میکنه نشسته آب و جارو خونه خونابه کشیده ردِّ پایِ مادر ریخته خونِ سینه از در تا به بستر یازهرا یازهرا /۴/ با چادرِ خاکیش روشو میپوشونه بانویِ جووُنِ خونه قدکمونه آروم برمیداره قدم چون مریضه شاید خونِ زخماش رو زمین نریزه به فکرِ حسینه که میمونه تشنه یادِ بوسهگاه و قتلگاه و دشنه یازهرا یازهرا /۴/ فکرِ یه ذخیره برایِ مباداست روزی که حسینش تنها بینِ اعداست فکرِ نیزههایِ سرهایِ بریدهست فکرِ مشکِ آب و تیرِ کین و دیدهست قلبم از تولد وادیِ بلا شد بهشتِ دلِ من دشتِ کربلا شد رویایِ دلِ من بینالحرمینه لیلایِ دلِ من اربابم حسینه اربابم حسینه /۴/ sehreashk@