این عبد روسیاه - نداره غیر آه دستامو ول نکن - نذار بشم تباه خدا خدا خدا ای مهربون / یا منتهی الرجای من ای مهربون / یا غافر الخطای من من اومدم توبه کنم خدای من خدای من (خدای من خدای من) ۳ با اینکه دائما - توو خواب غفلتم ممنونتم منو - باز کردی دعوتم خدا خدا خدا ای مهربون / منم همون عبد حقیر ای مهربون / تویی همون خیر کثیر بدیهامو به روم نیار دست منو بازم بگیر (خدای من خدای من) موسسه ادبیات آیینی بیپلاک