کاش مثل دریا نبودی اینقَدَر زیبا نبودی تا کسی چشمت نمیزد کاشکی اینقَدَر اباالفضل خوش قد و بالا نبودی تا کَسی چشمت نمیزد عباس، وقتی که از خیمه میرفتی علقمه عباس، از دور میدیدم منتظر بود فاطمه عباس، دریا دلش مثل دلم آروم نبود عباس، تو رفتی و برگشتنت معلوم نبود اباالفضل پاشو بریم به خیمه .... رنگم از رُخَم پریده اومدم با اشک دیده جون من به لب رسیده وقتی فریادت شنیدم تا کنار تو دویدم تا رسیدم قد خمیده پرسیدم از کس و ناکس هیچکسی اینجا اینطرفها ندیده دست بریده عباس، سقای من مُقَطَعُ الأعضا شدی کل علقمه رو گشتم تا که پیدا شدی عباس، برات بمیرم کشتهی غیرت شدی عباس، باهات چیکار کردن به چند قسمت شدی اباالفضل پاشو بریم به خیمه .... پاشو تو رو خدا، از من نشو جدا، نگذار حسین رو تنها کِشتیم به گِل نشست، بدجور پشتم شکست، پاشو سقای بی دست اباالفضل پاشو بریم به خیمه .... داره دل حرم میریزه (پاشو اباالفضل) ۲ آبروی علم میریزه (پاشو اباالفضل) ۲ دنیا روی سرم میریزه (پاشو اباالفضل) ۲ پهلوونم زانو نزن انقدر رو خاک بازو نزن من خودت رو میخوام داداش به مشک خالی رو نزن شور میزنه دل رقیه (پاشو اباالفضل) ۲ دلت میآد که بشکنه دل سکینه (پاشو اباالفضل) ۲ حالا از این به بعد چی میشه (پاشو اباالفضل) ۲ ببین پر از افسوسم و دست تو رو میبوسم و تو رو به ناموست قسم تنها نذار ناموسم رو