
وا کن آغوش، من برگشتم خستهتر از هر سرگشتهام روزی نیست که غصهاتو نخوردم امشب به روضه پناه آوردم امشب غرقِ آهِ سردم من بیروضهات دِق میکردم دوری از تو واسم به خدا که بسه یه کاری کن که پام به حرمت برسه شبایی که دلتنگم، چه کنم؟! تو که میدونی لَنگَم، چه کنم؟! حسین جانم، جانم، جانم ... ***** خِیلِ آهم دامنگیره امشب پاهام تو زنجیره (مثلِ فُطرُس، بالِ من شکسته)۲ از بسکه غم رو دلم نشسته این هِقهِق از اوجِ درده بشنو این آه، آهِ مَرده (از حالم غیر از تو، کسی بیخبره منِ زمینمونده رو کی آخه میخره؟! تو روتو برگردونی چه کنم؟! با این همه ویرونی چه کنم؟!)۲ حسین جانم، جانم، جانم ...