منم و یه روح خسته ، دلی که بازم شکسته

منم و یه روح خسته ، دلی که بازم شکسته

[ حسین ستوده ]
منم و یه روح خسته 
دلی که بازم شکسته 
منم و یه قایقی که 
دوباره به گِل نشسته 

اشکی تو چشام نمونده
جونی تو صدام نمونده
زیر قولام زدم از بس 
آبرو برام نمونده 

از من بُریدی 
هیچ‌کس ندیده اشکمو امّا تو دیدی 
از من بُریدی 
قهری مگه با من جوابمو نمیدی؟

من بی‌پناهم، دستاتو وا کن 
من آبروم رفته حسین واسم دعا کن 
آب از سر من خیلی گذشته
مجنون بازم از کوچه‌ی لیلی گذشته

نظرات

ستودهستوده

خیلی قشنگه دمتون گرم آقای ستوده❤