رحم الله من نادی

رحم الله من نادی

[ حسین ستوده ]
رحم الله من نادی حسین
خوشی بی تو مبادا حسین
به جنون میکشی مرا ای عشق
هر چه بادا بادا

ما را کشتی با چشمانت
جانا جان من قربانت
زلف حیران تو کرده
عالم را مست و حیرانت

سرورم، تاج سرم
فرمانده‌ی من بنده‌ی فرمانبرم
آقا تویی، من نوکرم
نذرِ علمت کرده منو مادرم

چه نوای غمگینی حسین
و چه اسم شیرینی حسین
همه درد و تویی دوا ای عشق
واقعا تسکینی واقعا تسکینی

نور شب‌های ظلمانی
ما بنده‌ایم و سلطانی
بین این دنیای فانی
تو هستی آن که می‌مانی

دین تویی، آیین تویی
فرهاد اگه بود می‌گفت شیرین تویی
دلبر تویی، محشر تویی
خوبن همه‌ی عشق‌ها بهتر تویی

نظرات