نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هنوز با خودم تو تنهاییام صدات میزنم مگه بشنوی تو دنیایی که یه جنبه اش غمِ چی بهتر از این غم معنوی یه آدم مثل من چی میخواد از این زندگی موقّت گریزی از این کشمکش نیست به غیر از گریزای روضهت روضت با ارزشه وقتش الآن نباشه کی وقتشه؟ اونم برا من که حالا چی بشه بخواد گریه ام بگیره جدایی از تو واسم تصوّر ناپذیره ولو اینکه از سر اتّفاق توجه کنی بهم کافیه بگم عاشق دروغه دروغ بگم نیستم بی انصافیه توی هفته دبال روضم توی روضه دنبال اشکم تو قبرم به کارم نمیاد چیزی غیر دستمال اشکم غرق این ماجرا نمیتونم از توی فکرت درآرم دنیا همونجایی تموم شد برام که تشنه تو رو کشتن همونجا که تو گرفت دورتو دشمن حسین آقای من زیر علم تو بهشت همه دنیای من دوا میشه با یه سلام به تو دردای من حسین آقای من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد