تصویر سیدرضا نریمانی - نفس توی سینه به آخر رسید

نفس توی سینه به آخر رسید

[ سیدرضا نریمانی ]
  • 4.1K
  • 11
  • 0
نفس توی سینه به آخر رسید 
داره لحظه‌ی واهمه میرسه 

صدای بُنیَّ بُنیَّ میاد 
داره مادرت فاطمه میرسه 

غم رفتنت آتیشم میزنه 
برادر گلوتو نشونم نده 

گلایه نمیکردم اما داداش 
خودت میدونی که جدایی بده 

تو هیچ وقت اجازه ندادی داداش 
برنجونه هیچکی دلِ زینب‌و 

تو وقتی بری کی میتونه آخه 
حفاظت کنه محمل زینب‌و 

یه کابوسی دیدم که این آخرا 
داره ذهن من رو غمش میخوره 

دیدم افتادی گوشه‌ی قتلگاه 
سرت رو یکی از قفا میبره 

دیدم گرگا دارن تو رو میبَرن 
یکی هم به موی تو چنگ میزنه 

یکی سمت خیمه‌ت میاد و یکی 
برادر به جسم تو سنگ میزنه 

یکی اسبشو داره زین میکنه 
یکی با غضب سمت گودال رفت 

زمین و زمان تیره و تار شد 
به اینجا رسید مادر از حال رفت 

همه ترسم اینه که پیش رباب 
سرِ تو برادر به نیزه نره 

تو از اون طرف دلشوره داری و 
یه وقتی سنان سمت خیمه نره 

یه روضه واسه‌ت تا ابد میمونه 
به دست اونایی که خیلی بدن 

تنت له میشه ارباً اربا میشه 
آخه اسبا رو نعل تازه زدن 

مثل بچگی واسه راه رفتنم 
باید دستمو تو بگیری برم 

منی که اسیر تو بودم حسین 
کجا باید حالا اسیری برم 

***

پربازدید‌ترین‌های زمزمه سیدرضا نریمانی شام غريبان(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های شام غريبان(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد