بی‌تن افتادی

بی‌تن افتادی

[ حاج محمدرضا طاهری ]
بی‌تن افتادی
رو خاکسترِ روشن افتادی
تو آتیش شبیه من افتادی، مادر

ای سرِ سوخته
بمیره برات مادرِ سوخته
خبر داری از خواهرِ سوخته، مادر؟

قبل غروب داشتن می‌زدنت
زنده بودی پیرهن داشت بدنت
بعدِ غروب عریان افتاده بود
چادرمو انداختم روی تنت

اوّلین باره امشب که از زینبم خیلی دوری
جات روی پای من بود حالا امّا کنج تنوری

یا بُنَیَّ، بُنَیَّ، حسین... 
****
آخ دلم خونه
همون مویی که می‌زدم شونه
حالا پنجه خورده پریشونه، مادر

وای از این حنجر
تازه این شب اوّله‌ ای سر
هنوز کلّی راه مونده تا آخر، مادر

مجلس اون ملعون مونده هنوز
چوب و لب و دندون مونده هنوز
کنج خرابه باید برسی
بین طَبَق مهمون مونده هنوز

می‌سوزونه وجود منو خاک و خونِ سرِ تو
می‌کُشه بچّه‌هاتو، ولی بوی نونِ سر تو

یا بُنَیَّ، بُنَیَّ، حسین...

نظرات