
میمیرم و زنده میشم وقتی تو بین بستری ای بستری بیمارِ من خیلی شبیه مادری چیزی نمیگی ولی من میفهمم از عُمقِ نگات جون نداری معلومه از لرزشِ دستا و صدات من امشب رو، تا صبح بابا میگیرم برات قرآن رو سر چرا چشمات، شده خیره؟ مگه فاطمه اومده پشتِ در؟ نزن قلبِ، منو آتیش بمون جونِ زینب، بابا حیدر "آه و واویلا، آه و واویلا" 4 *** یاد مدینه میکنی این لحظههایِ آخری مادر که افتاد رو زمین دیدم شکست بال و پری انگاری دیروز بود بابا غرورِ مردونهت شکست جلو چشِ من و حسین دیدم که دستاتو میبست تو افتادی، من افتادم تویِِ کوچهمون دردسر بودو زمین خوردی، زمین خوردم هنوز مادرم پشتِ در بودو شنیدم نه، خودم دیدم یکی با لگد سمت در حملهور بودو "آه و واویلا، آه و واویلا" 4 *** همش میگی دلواپسم واسه غروبِ کربلا واسه لبِ خشکِ حسین واسه غمِ شامِ بلا واسه همون لحظهای که نمیمونه هیچ یاوری تو وسطِ گودالِ خون میگه "بُنیَّ" مادری بمیرم که، بمیری که حرم رو میبندن برا قحط آب میبینم که، میبینی که تو رو میزنن واسه قصدِ ثواب از این خیمه، به اون خیمه میگرده واسه قطره آبی رُباب "امون ایدل، امون ایدل" 4 ***