
آخرِ دلتنگیاشه یا فاطمه رو لباشه (داره میره سمتِ مسجد چه باری رو شونههاشه) 2 میباره، چشایِ خیس و نیمه بازِ آقا میگیره، قلّاب در به شالِ سبزِ مولا میخونه، دارم میرم کنارِ محسن و زهرا اللهُ اکبر، اذون آخره اللهُ اکبر، صدای حیدره اللهُ اکبر، غربت این اذون چه گریه آوره "غریب علی، غریب علی" 4 *** بارونِ اشکاش روون بود دلش مثه آسمون بود (شیرخدا از پا افتاد آقایی که پهلوون بود) 2 افتاده، همون که شیرِ فاتح خیبر بود افتاده، همون که که عمری هر دو چشمش، تر بود افتاده، همونی که عزادارِ کوثر بود علی غریبه، غریبِ عالمه دردایِ عالم، پیشِ درداش کمه افتاده تویِ، بسترشو میگه کجایی فاطمه "غریب علی، غریب علی" 4 *** تویِ دلش، زخمِ یاره با یه دلِ پُر شراره (اشکِ چشِ زینبشو روزا رو یادش میاره) 2 روزی که، لگد زدندو در، رو زهرا افتاد روزی که، تمومِ هست حیدر از پا افتاد روزی که، فاطمه تو کوچه رو خاکا افتاد اللهُ اکبر، علی شکسته شد اللهُ اکبر، از دنیا خسته شد اللهُ اکبر، دستِ علی پیشِ فاطمه بسته شد "غریب علی، غریب علی" 4 ***