نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منم عاشق و مبتلای حسین عروجم فقط کربلای حسین غریبه شدم با دو عالَم ولی شدم تا ابد آشنای حسین نوشته روی صفحهی قلبِ من شدم آفریده برای حسین فدایم، فدایم، فدایم، فدای حسین گدایم، گدایم، گدایم، گدای حسین نمیارزد عالَم بدون حرم نمیارزد عالَم برای حسین خدا را فقط شاکرم روز و شب نفس میکشم در هوای حسین بزرگان عالَم همه نوکرند درِ خانهی بچههای حسین حسینی بمان و حسینی بمیر امیری حسینُ و نِعمَ الامیر به فُطرُس بگو بالت آوردهاند دوباره سرِ حالت آوردهاند تمامِ مَلکهای در عرش را در این لحظه دنبالت آوردهاند حسین آمده تا شفایت دهد از این پس به اجلالت آوردهاند بگو آی نوکر غلامیش را قبولی اعمالت آوردهاند تو را تا ابد مقتدا یا حسین جهان را پَرِ شالت آوردهاند من از کودکی پدر مادرم مرا سمت تمثالت آوردهاند مرا دست بر سینه تا خانهات همیشه به این حالت آوردهاند من از اولش در پناه توام غلامم، غلامِ سیاهِ توام به عرشم رساندهست خاکِ درت نفسهای هر دَم گداپرورت تو وقتی که بانی مجلس شوی خدا مینشیند سرِ منبرت گمان میکنم ساختند عرش را زِ خاکِ قدومِ علیاکبرت کسی که بزرگِ دو عالَم شده شده قبل از آن نوکرِ اصغرت به رسواییاش معترف بوده شام که ویران شد از خطبهی خواهرت خودت روز محشر نظر میکنی قیامت به پا میکند نوکرت تو دستی که باشد به سویت دراز کَرم میکند فاطمه مادرت همه دست در دستِ هم دادهاند که بالا بماند در عالَم سرَت سَرَم را فدای سرَت میکنم پسرهام را نوکرت میکنم به مدح تو لوح و قلم ساختند به دستِ تو جود و کَرم ساختند برای علمداری خیمهات برای اباالفضل علَم ساختند تو و زینبت را برای علی دقیقاً شبیه به هم ساختند یقین از دَمِ یا حسین و حسن دودَم بهر تیغِ دودَم ساختند تو را اوجِ اوجِ همه اوجها مرا هم غبارِ قدم ساختند حسینیههای تو را تا ابد همان سایههای سَرَم ساختند همه واقفاند این که از اولش به عشق تو اصلاً حرم ساختند گدایی این خانه کارِ من است غلامت شدن افتخار من است نباشد سری از تو سردارتَر نباشد دلی از تو دلدارتَر گرفتارِ تو هستم و باز هم میارزد که باشم گرفتارتَر نداری تو در آسمان و زمان کسی مثل زینب وفادارتَر قسم میخورم که نداریم ما کسی را زِ عباس علمدارتَر کسی که غلامِ غلامت نشد الهی شود خارتَر خارتَر به بازار عشق و ارادت به تو خدای تو باشد خریدارتَر به جایش مرا کربلا میبری نگاهم شد از گریه هربار تَر من از کودکی عاشقت بودهام قبولم نَما گرچه آلودهام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد