
معیار علیست من ندارم تردید پس سنگِ علی به سینه خواهم کوبید تا عمر بُوَد علی علی میگویم تا کور شود هر آنکه نتواند دید علی مولا، علی مولا، علی مولا مولا، علی مولا... خسته از فتنهها نشد جنگید خارج از روح و کالبد جنگید تا که جان داشت تا که شد جنگید با نود زخم در اُحُد جنگید دست بالای دست حیدر نیست فارغ از قیل و قال میگویند مستند با مثال میگویند از بِحار و خِصال میگویند نطفههای حلال میگویند حق علی مولا... **** روبهراهم از کرمِ مرتضی علی نقطهی ثقل عالمه، حرم مرتضی علی روزه و نماز به وِلای تو متکّی خلاصهی اذون اینه؛ خدا یکی، علی یکی اسم تو عمری مُستفیضم کرد یا علی گفتم، حق عزیزم کرد علی مولا، علی مولا، علی مولا مولا، علی مولا... از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود که سفرهی کرمش را به مجتبی بخشید حسن مولا، حسن مولا، حسن مولا مولا، حسن مولا... زینب همان کسیست که در راه عفّتش عباس میدهد، نخ معجر نمیدهد مدد زینب، مدد زینب، مدد زینب خانم، مدد زینب... ای که حاجت زِ حسین میطلبی دقّت کن پرچم شاه به سوی حرم عباس است ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل...