
اوّل نصیحت میکنه دوّم نصیحت میکنه سوّم نصیحت میکنه اگه نشد دست به ذوالفقار میبَره حالا یه حیدر مقابل لشکره چشمای لشکر محو یل خیبره خوارج، میشن دست به دامن بابالحوائج نهروان، میگن اشهد أنّ علی قهرمان قهرمان قهرمان حیدر، تو یه ساعت دیده شد تو چند مکان حیدر، کف دستش نقشهی هفت آسمان حیدر، سرو میزد توی کسری از زمان مولانا یا علی حیدر... تو خواب عبادت میکنه محراب، عبادت میکنه تو احزاب عبادت میکنه تجسّم عبادتِ خدا حیدره خدا خدا هست و در صدا حیدره و "ما یَنطقُ عن الهوی" حیدره وقتشناس توی ایوون شهر نجفت عطر خداست چارهساز تویی پیش پیغمبر خاتم سرفراز سرفراز سرفراز حیدر، نیومد مثل تو در کلّ حجاز حیدر، مِیِ انگورِ ضریح تو مجاز حیدر، ای تجلّی خدا از هر لحاظ