صبرم دیگه شده تموم چه بغضیه توی گلوم دیگه تحمّل ندارم (باید برم پیش عمو) ۲ عمّه ببین که مضطرم مَنو نگیری دستِ کم اصغرو هم فرستادی (من که از اون بزرگتَرم) ۲ من بیقرارم عمّه خودت میدونی که چه حالی دارم من بیقرارم ولی نمیتونم که دست رُو دست بذارم من بیقرارم عمو حسینم... ***** نفسزدنهاشو دیدم از تهِ دل آه کشیدم وقتی که افتاد رُو زمین (به سمت مقتل دویدم) ۲ بیتابم و دلواپسم داره میباره نفَسم تمومِ فکرم این شده (که زودتر از شمر برسم) ۲ (خرابه حالِش خدا کنه دیر نرسم تموم شه کارِش) ۲ خرابه حالِش آخ به چه روز افتاده با این سنّ و سالِش عمو حسینم عمو حسینم ...