شیش‌ماهه، هر ماهِش برا یه لشکر بسه

شیش‌ماهه، هر ماهِش برا یه لشکر بسه

[ محسن عراقی ]
شیش‌ماهه، هر ماهِش برا یه لشکر بسه
شیش لشکر، سَر تا سَر، براش یه اصغر بسه

تُو دلش یه سَر زمین زد
واسه‌ی بقای دین زد
تشنگی بهونه بودِش
(پرچم کُفرو زمین زد) ۲

مثل حیدر، باوقاره
مثل شاه‌تیغِ علامت استواره
علی‌اصغر، علی‌اکبر
شیر، شیره کوچیک و بزرگ نداره

*****

تا دید تیر حرکت کرد، سپر باباش شد
خونش رفت تا ابرا، اثرِ باباش شد

(من فداییِ حسینم، داره به حَرمله می‌گه) ۲
(بی‌زره اومده مِیدون، نوه‌ی علیه دیگه) ۲

چه شهیدی، چه گلویی
با خون خودش گرفته چه وضویی
علی‌اصغر، عمو عبّاس
چه برادرزاده‌ای عجب عمویی

*****

(حریف می‌طلبم، از بغل بابا
حریف می‌طلبم، هیشکی نمی‌گیره جامو
حریف می‌طلبم، هیشکی حریفم نیست
هیشکی حریف این، تنِ نحیفم نیست)

نظرات