
شیر اومده، اسدالله که به تصویر اومده شیر اومده، از علی مرتضی تکبیر اومده شیر اومده، از کمان خیمه مثل تیر اومده جانانه حسن، عالم به علی نازد و مولا به حسن در معرکه به اذن الله بگو، لا حول و لا قوّة الّا بِحسن بگو ای جانم به رزم آقازاده، که هنرمندانه بود و فوق العاده عجب تصویری رقم زده در میدان، فلانی افتاده و حسن ایستاده روسر جمل افتاده سایهی حسن دادی نشون به هر یلی مردونگی رو توو عمل حال من قطعاً با امام حسین خوبه، با امام حسین خوبه زندگی اصلاً با امام حسین خوبه، با امام حسین خوبه ای حسین، میبینمت کی حسین؟ مادر من گفت: توو زندگیت بگو پیاپی حسین همراه دل تنهامه حسین، درمون همه دردامه حسین مستی میکنم با نام حسین، آقامه آقامه آقامه حسین