نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شیر اومده، اسداللهِ که به تصویر اومده شیر اومده، از علیِ مرتضی تکبیر اومده شیر اومده، از کمانِ خیمه مثل تیر اومده جانانه حسن، عالم به علی نازد و مولا به حسن در معرکهها به اذن الله بگو، لا حولَ و لا قوّة الّا بِحسن بگو ای جانم به رزم آقازاده که هنرمندانه بود و فوق العاده عجب تصویری رقم زده در میدان فلانی افتاده و حسن ایستاده حسن مولا... ***** هرچه داریم همه از کَرَم عباس است خلقت جنتِ حق، لطف کم عباس است ای که حاجت ز حسین میطلبی دقت کن پرچم شاه به سوی حرم عباس است ابوفاضل ابوفاضل عباس ابوفاضل... ***** دارمو بین زلف مایلت زدم حاجتی داشتم رو به سائلت زدم حرفایی که تو حرمت نمیشه گفت کنج اتاقم به شمایلت زدم پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو تو مصداق مولا مولا مولا به چشمانت صَلّا صَلّا صَلّا بدون تو کَلّا کَلّا کَلّا همه لا و اِلّا قمرَ الله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد