
سوت و کوره باز خونه، مثله همون روزی که مادرم رفت و، یتیمی سهمم شد کسی که نمیدونه، حال من و از بس داغ روی داغ دیدم، غم با من شد بارونیه چشمام چه بی امون، بی امون بی امون چه خالیه جات بین خونمون، خونمون، خونمون بدون تو شده وای، خونه قفس برام بعد تو زندگی، بی فایدس برام، وای غریب آقام آقام آقام آقام حیدر... دو سه شب دلتنگه، برای اشکات شد نمیشنوه دیگه، مولایَ مولاتو دو سه شبه دلگیره، همدم تنهایی چرا نمیخونی، روضهی زهراتو برای مناجات هرشبت، هر شبت، هر شبت دل چنگ تا مثل زینبت، زینبت، زینبت با آه و نالهام وای، یتیما چشم به رات، وای شبا داداش حسن وای، کیسه به دوش جات وای وصیت مادر بود، تو کوفه میمیرم روزای سختی من پر از غم و ماتم به خیال من بعد، تو روزا سختم بود ولی تو گفتی که، اسیریه بختم به وقت اسیری کوفه میام، بی حسین بی حسین بی حسین میبرنم از کوفه تا به شام، بی حسین بی حسین بی حسین این یتیما بابا وای، کی مأنوس تواند روزی پی جفا، تو رو دوستت دارند