
زلفیم، پریشانیِ ما را بنویسید بالیم، پَرافشانیِ ما را بنویسید ما سجده به ابروی کج یار نمودیم بد نیست مسلمانیِ ما را بنویسید یک لحظه نشستیم سرِ کوچهی دنیا یک عمر پشیمانیِ ما را بنویسید یک بار بیایید به بینالحرمینش تا سجدهی پیشانیِ ما را بنویسید ما مستِ حسینیم حسینیم حسینیم این نعرهی طوفانیِ ما را بنویسید سودازدهی طُرّهی جانانهام امشب زنجیر بیارید که دیوانهام امشب حسین... ***** تا عینِ علی، گردشِ تیغ دو دَم ماست این گردش خورشید هم از پیچ و خَم ماست ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگیِ ما، عدم ماست ما نسل به نسل، از نفَس فاطمه هستیم یعنی که علی، هم دَم و هم بازدمِ ماست آنقدر به ما لطف شما داد، خدا هم گیرم که دو دنیا بدهد، باز کمِ ماست این خاک فقط گوشهی ایرانِ حسین است از کربوبلا تا به خراسان، حرمِ ماست ما را چه شرافت بِه از این؟! خاکِ حسینیم یعنی که جهان نیز به زیر قدم ماست ما کاشیِ چسبیده به ایوانِ تو هستیم سوگند به لبخند حسن، آنِ تو هستیم حسین... ***** آتشکدهی بادهی پیمانهات آباد من خانهخرابِ توام، ای خانهات آباد انگشتنما بودنِ ما لطف کمی نیست ای عشق! دلِ اینهمه دیوانهات، آباد یک نیمنظر غارتمان کرد عزیزم گفتیم ولی شوکتِ جانانهات آباد ما پشتِ درِ خانه رسیدیم، گرفتیم این خانه و این خوانِ کریمانهات آباد ما را جگری هست ولی سوخته از شوق قلبی که سپردیم به مِیخانهات، آباد ما را جگری بود ولی کربوبلا بُرد هر گوشهی ششگوشهی شاهانهات آباد ما زادهی اشکیم، برای تو بگرییم بگذار که یک عمر به پای تو بگرییم ***** تا خیمه عزیزم خبرت را چه کسی بُرد وَز گودیِ گودال، پَرت را چه کسی بُرد دیدم که زمینگیر شدی پیشِ جوانت بر روی عبایت، پسرت را چه کسی بُرد در علقمه گفتند که پشتِ تو شکستند با نیزه هلالِ قمرت را چه کسی بُرد جز شیههی اسبی که در خیمه رسیدهست پیغام تنِ مختصرت را چه کسی بُرد فهمید حرم پیرُهنت را چه کسی کَند افسوس! نفهمید سرَت را چه کسی بُرد از کنجِ تنور آمدهای گوشهی ویران فهمید رقیّه که سرَت را چه کسی بُرد میگفت که ابروی بههمریخته داری ای وای! چرا موی بههمریخته داری؟!