نظرات
1 نظر ثبت شده

ریحانه کاربر
در پناه امام حسین⚘
۲۶ تیر ۱۴۰۳

رها کنید این بدنو آخه جون نداره انقدره خون رفته ازش دیگه خون نداره ای شمر نمیسوزه دلت واسه زخم و جراحتش نشکن دیگه حرمتشو نکش پاتو رو صورتش ای شمر نرو سمت حرم نکن بازی با غیرتش زانو نزن روی گلو نکن این همه اذیتش بازی نکن با این رگاش شمر ببر تو رو خدا این همه گفتی ناسزا شمر ببر تو رو خدا حسین وای کشتین عزیز دلمو چرا ول نکردین انقدر دور و بر این بچهها نگردین دختر مگه نداری زجر نکش موی رقیه رو گوشوارشو بردی نبر النگوی رقیه رو خاک دو عالم به سرم دور شید از دور حرم زندس هنوز برادرم (حسین وای) هم دلتو شکستن هم حرمتتو شکستن هم تنتو دریدن هم صورتتو شکستن یه جوری بی حالی انگار یه ساله توی گودالی یه جوری افتادی انگار یه سال میشه که تون دادی نفس بکش نشکن نفسم رو داداش بیا بریم خب به فکر زینبم باش (حسین وای) هم سرتو بریدن هم یه قطره آب ندادن هم تو رو کشتن اینجا هم بالا سر تو شادن حق بده نشناسم چیزی نذاشتن از تنت واسم چی به سرت آوردن انگشت و انگشترتم که بردن ای تن افلاکی موندی چرا برهنه و خاکی نفس بکش نشکن نفسم رو داداش بیا بریم خب به فکر زینبم باش (حسین وای)
1 نظر ثبت شده

در پناه امام حسین⚘