دوباره بی‌قرارِ یارم

دوباره بی‌قرارِ یارم

[ احمد نیکبختیان ]
دوباره بی‌قرارِ یارم
دوباره مستی می‌شه کارم
خبر دستِ اوّل دارم 
حسین اومده

همه‌ی دنیا مستِ مسته
می‌بَره بالا دسته دسته
بگو به اون دلای خسته
حسین اومده

بارون نَم‌نَم می‌باره از ابرا
عینِ دریا می‌شه صحرا
از قدم‌های پُرخِیر حسینِ علی و زهرا

یا عبادالله، اومده از راه ابی‌عبدالله...

*****

حالا که واسه خیرِ مَقدم
داره می‌باره بارون نَم‌نَم
گوارای وجود عالَم 
حسین اومده

شده اجابت این درخواستم
نمی‌تونم رُو پاهام واستم
دیگه چی از خدا می‌خواستم 
حسین اومده

اومد گرمابخش قلب سردم
هِی دورِ سرِش می‌گردم
انقَده خوشحالم از شوق
که دست و پامو گم کردم

یا عبادالله، اومده از راه ابی‌عبدالله...

یا حسین...

*****

یه کاری کرده که احیا شم
تُو دل زهرا باید جا شم
چجوری بی‌تفاوت باشم
حسین اومده

حالا که غرقِ در احساسم
دوباره مستِ عطر یاسم
شبیه که مهمّه واسه‌م
حسین اومده

اسمش، واسه‌مه اوجِ آرامش
بدجور افتادم تُو دامش
حرف من دو تا نداره 
بی برو برگرد می‌خوامش

یا عبادالله، اومده از راه ابی‌عبدالله...

حسین...

*****

شبی مستیه اگه هستی بگو بسم الله 
عاشقا خبر خبر، عشق رسیده از راه
هر چی دارمو برات هدیه میارم حتّی
بِأبی أنتَ و اُمّی یا اباعبدالله

شاه عالَمِین اومده، ببین حسین اومده
نور نشأتِین اومده، ببین حسین اومده
عشق تو رسید به من ز اجداد من 
ارث والدین اومده، ببین حسین اومده

پدرم داده یادم که گدای تو هستم
مادرم گفته باشه توی دستِ تو دستم

یا عبادالله، اومده از راه ابی‌عبدالله...

نظرات