
دُرُسته که اِسمِ ماها، میونِ زائرا نبود دُرُسته که رفتن همه، ولی برا ما جا نبود دُرُسته که قَدرِ ماها، هیچکس بیدست و پا نبود مُردیم و چارهای به جُز، گریه برای ما نبود (آی کربلانرفتهها، بیاید باهم گریه کنیم) ۳ اون کار دُرُستایی که بیرفیقاشون راهی شدن تو رودِ سرخ اربعین، افتادن و ماهی شدن ما توی چاه موندیم اونا، کبوترِ چاهی شدن چی از ما برمیاد به جُز، آهِ سحرگاهی شدن (آی کربلانرفتهها، بیاید باهم گریه کنیم) ۳ حالاکه جمعِ سوختههاست کنایهگفتن رَوانیست گیرِ ما گیرِ نیَّته، وگرنه مشکل ویزا نیست باید بمیریم که برا ما جا توی کربلا نیست حالا که راه بازه بَرا، همه ولی بَرا ما نیست (آی کربلانرفتهها، بیاید باهم گریه کنیم) ۳ ماموندیم و یک دلِ خون، ما و خُماری و جنون ما اینپا اونپا کردیم و، قافلهی رفیقامون دلو زدن به کربلا، پا به پای صاحبزمون رفتن و دریایی شدن، ما شدیم اینجا روضهخون یه اربعین تو هیئتا، موندیم مگه شراب بشیم گفتیم که با زیارتت، با خدا بیحساب بشیم گفتیم فدای گریههای حضرتِ رباب بشیم اونقدر باید گریه کنیم، تا از خجالت آب بشیم (آی کربلانرفتهها، بیاید باهم گریه کنیم) ۳ اینروزا حال و روزِ کربلا پُر از تاب و تَبه انگاری سنگ و چوبشم، گرمِ نَوای یارَبه چشمِ امامحسین به راه، جونِ شهیدا به لبه چون موقعِ شنیدنِ، روضهی بیبی زینبه (آی کربلانرفتهها، بیاید باهم گریه کنیم) ۳ (جانم حسین، جانم حسین اِیجانِ جانانم حسین اِیجانِ جانانم حسین) ۳