نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جُزوِ جاموندههام و، دوباره غَرقِ دَردم واسه این روزگارم، نِشستم گریه کردم این روزا حِسَم اینه، رفته عُمرَم به غارت رفیقم رو که دیدم، داره میره زیارت خوشبهحالت رفیق، داری میری حَرَم خوشبهحالت میری، پیشِ شاهِ کَرَم اگه رفتی به جام، یه سلامی بده بگو دعوت کنه، منو با مادرم اگه رفتی بگو، دلِ من تَنگشه بگو دعوت کنه، منو با مادرم (آقام آقام حسین، آقام آقام حسین) ۴ حال و روزم خرابه، حسرتم ناتَمومه یه کاری کُن برا من، صحبتِ آبرومه همه رفتن ولی من، پِیِ یک راهِ چارَم چرا جاموندم آخر، مگه من دل ندارم؟ زائرِ کربلا، سفرت بیخطر بَدرقه میکنم، تو رو با چشمِتَر خداحافظ رفیق، منو یادت نره منو از کربلا، نذاری بیخبر اگه رفتی به جام، یه سلامی بده بگو دعوت کنه، منو با مادرم (آقام آقام حسین، آقام آقام حسین) ۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد