نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با غمش، در غمش، از غمش شعلهورم با دلم، با پَرَم، با سَرَم، با جگرم با تمامِ هنرم، دَم زدم از رهبرم (اَیُهَاالناس بدانید غلامِ حیدرم)۲ رمزِ بقا علی، شیرینلَقا علی گفتم به ماسِوا، حق مُطلَقا علی یا قاهِرَالعَدو، یا ایلیا علی (وقتِ اذان بگو: حَیَّ عَلیٰ عَلی)۲ أَشْهَدُ أَنَّ عَلی، صاحِبُالجَنَه علی حُبُهُ جُنَه علی شیعهیِ حیدرم و من به هر ولایتی به جز تو گفتم نَه، علی حیدر، حیدر ... ***** با زبان، با عمل، با قلم، با سخنم در بَرَش، محضرش، مثلِ گل در چمنم من اگر گریه کنم، یا اگر سینه زنم من مسلمانشدهیِ دستِ امامِ حسنم دَم، دَمبهدَم حسن، خوانِ کَرَم حسن صاحبعلم حسن، احیاگَرَم حسن یا سَیِدُالکَرَم، داری به دل حرم تا سائلِ توام شاهِ مظفرم ذکرِ طوفانه حسن، شورِ بارانه حسن جان به یارانِ حسن میرسه مهدی و من خیره میشوم به سمتِ طاقِ ایوانِ حسن مولا، مولا ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد