ای نامت از دل و جان در همهجا به هر زبان جاری
محمدحسین پویانفرپسندیدن19
بازدید5.9K
ای نامت از دل و جان در همهجا به هر زبان جاری عطر پاکِ نفَست، سبز و رها از آسمان جاری نور یادت همهشب در دل ما چو کهکشان جاری تو نسیم خوشنفَسی، من کویر خار و خَسم گر به فریادم نرسی همچو مرغی در قفسم تو با منی امّا من از خودم دورم چو قطره از دریا، من از تو مهجورم با یادت ای بهشتِ من، آتش دوزخ کجاست؟ عشق تو در سرشتِ من، با دل و جان آشناست چگونه فریادت نزنم؟ چرا دَم از یادت نزنم؟ در اوج تنهایی اگر زمین ویرانه شود جهان همه بیگانه شود تویی که با مایی یا صاحب الزّمان، الغوث و الامان...