
یادم نمیرود، که همه عزّتم تویی من پای سفرهی تو شدم محترم لطفی که کردهای تو به من، مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین... یا اباعبدالله آقای من... **** احتیاطاً همه باید که بر او سجده بَریم روز محشر چه نمایید اگر رب باشد سکنات و وجناتش همگی حیدری است نِی عجب گر به نجف مرقد زینب باشد جانمازی که به ایوان دمشق افتاده خود به خود جانب سلطان دمشق افتاده بشکند گر سر عشّاق فدای سر تو همهی ما به فدای نخی از معجرِ تو نوری و عالم، تورو نمیبینه چشم نامحرم، تورو نمیبینه معجری داری که حافظش سقّاست عفّتت بانو زبونزدِ دنیاست زینب زینب زینب... **** او اگر اخمی کند تا عرش طوفان میشود لشکر کوفه زِ جنگیدن پشیمان میشود عصمتش را بین کسی عصمت ندیده این همه عزّتش را بین کسی عزّت ندیده این همه مادرِ گیتی، چنین دختر نزاییده هنوز زینب و بیمعجری، مادر نزاییده هنوز زینب زینب...