(این کودکِ شش ماههی من تاب ندارد)۲ گهواره به تاب است و علی خواب ندارد (شرمنده از این بیش مَکُن، مادرِ خود را)۲ من شیر ندارم، پدرت آب ندارد حسین ... سینهی بی شیرِ من، میدهی ای گُل خَراش قلبِ رُبابی مگر، کاین همه داری تلاش گریه مکن اصغرم، (اصغرم آرام باش)۲ (مادر از این حالِ تو، سینه ز غم میدَرَد)۲ آمده بابا تو را، جانِبِ میدان بَرَد بلکه به جان هم بُوَد، جُرعهی آبی خَرَد گریه مکن اصغرم، اصغرم آرام باش به روی دست، رویَش را بپوشان به پیشِ باد، مویَش را بپوشان چو دیدی تیر و تیغِ دشمنان را سپیدیِ گلویش را بپوشان حسین ...