
همه رفتن منم و این تنِ مونده به زمین پاشو ای سربُریده اشکای زینبو ببین سر و پام زخمی شده بس که زمین خوردم حسین چی میشد بین حرم قبل تو میمردم حسين از وقتی بیقمر شدم، تو صحرا دربهدر شدم تو رو زمینی و منم غریب و خونجگر شدم شهیدِ بیسرم حسین، غریب مادرم حسین... توی این ظلمتِ شب بیکَس و تنها چه کنم؟ با یتیمای حرم تو دل صحرا چه کنم؟ بایدم بسته بشه بی تو حسین دستای من بایدم جاری بشه از غم تو اشکای من یه داغی روی قلبمه، یه دردی روی دوشمه کجا فرار کنم آخه دورم پُر از نامحرمه شهید کربلای من، ذبیحِ بِالقَفای من... تو که بستی چشاتو دست منو بستن حسین هر جای این بیابون نامحرما هستن حسین کجا رو داره بره خواهری که بیپناهه بعد تو ای برادر روز و شب من سیاهه مونده تنت تو قتلگاه، مونده برا من اشک و آه دیگه دارم اسیر میشم، مونده برام همین یه راه شهید کربلای من، ذبیحِ بِالقَفای من...