هر چه آمد به سرم دست به زانو نزدم
میثم مطیعیپسندیدن21
بازدید5.9K
هر چه آمد به سرم دست به زانو نزدم به خدا در همه عمرم به کسی رو نزدم همه با هم وسط خطبه من خندیدند نسخهی کودک بی شیر مرا پیچیدند روی دستم گل بی برگوبرم را کشتن رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن حرمله خیر نبینی گل من نو رس بود کشتنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود