من درِ بهشتم از اون اول جای بوسه‌ی فرشته‌م

من درِ بهشتم از اون اول جای بوسه‌ی فرشته‌م

[ حنیف طاهری ]
من درِ بهشتم از اون اول جای بوسه‌ی فرشته‌م
هیچ‌کسی خبر نداشت میون این شهر از سرنوشتم
 
خاطرات دقّ الباب پیغمبر تو سینه‌م بود
جای دست فاطمه نشونیِ جبینم بود 
توی اون خونه که جبرئیل همنشینم بود 

تا که یه روز شکستم تو جنگ نابرابر
شعله کشید به جونم هیزم نابرادر

ای کاش جایی تو تاریخ نداشتم 
ای کاش جایی برا میخ نداشتم
 
من غلاف تیغم 
دو سه ماهی غرقِ حسرت و دریغم
منم اون که توی دنیا ذوالفقارِ تنها رفیقم 

توی بدر و خیبر یارِ شمشمیرِ علی بودم 
شاهدِ جنگیدن نفس‌گیرِ علی بودم 
بی‌خبر از سرنوشت و تقدیرِ علی بودم 

اون روزی که تو کوچه نبُرد ذوالفقارو 
رو دست فاطمه‌ش دید غلافِ بی‌حیا‌رو

ای کاش، نداشت رو بازوش شکافی
ای کاش، نبود تو دنیا غلافی 

من یه پارچه نورم 
چون که با فاطمه‌ام پُر از غرورم 
مثل صاحبم پُر از حیا و حجبم 
خیلی صبورم 

آره من چادر فاطه‌م که مَحرمش بودم 
سر سجّاده‌ی هر نماز همدمش بودم 
روزای آخری رو پیِ درد و غمش بردم 

منی که تو مدینه می‌شناسنم به پاکی 
کی فکرشو می‌کرد که بشم یه روزی خاکی 

ای کاش ما راهمون سد نمی‌شد 
ای کاش دستی ازم رد نمی‌شد

پربازدید‌ترین‌های شور حنیف طاهری امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شور امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

نظرات