
ای مَظهرِ فیضِ لا تَخَف، اَدرِکنی ای گوهرِ خفته در صدف، اَدرِکنی غارتزدهایم و گرگها از پس و پیش ای شیرِ بیابانِ نجف، اَدرِکنی حق علی مولا... ***** ای حیدرِ شَهسوار وقتِ مدد است ای زُبدهی هشت و چار وقتِ مدد است من عاجزم از جهان و دشمن بسیار ای صاحبِ ذوالفقار وقتِ مدد است حق علی مولا... ***** نه بر سینه، نه بر پهلو، نه بر محسن، نه بر بازو دل من بیشتر بر غصّههای شوهرم سوزد