(مرد جنگی نبود، زره و شمشیر نداشت) ۲ (خواست بگه تشنمه، ولی آخر تیر نذاشت) ۲ (سفیدی زیر گلو مثل محاسن سفید من سرخ شد) ۲ کفن به تن رو دست من خوابید قنداقهی شهید من سرخ شد *(با چه رویی برگردم مادرش امیدواره با چه رویی برگردم خالی مونده گهواره...)* **** (چشمهای نیمهباز، شاهد اشک منه) ۲ بند اومد گریههاش، داره لبخند میزنه کسی به مظلومیِ این کودک تو بچههای آل هاشم نیست (یه جور دیگهم میشد آرومش کرد لالاییِ سهشعبه لازم نیست) ۲ (جای ابر از چشم من داره بارون میباره) ۲ با چه رویی برگردم خالی مونده گهواره *(با چه رویی برگردم مادرش امیدواره با چه رویی برگردم خالی مونده گهواره...)*