
فریاد یا محمدا، زینب رسید به کربلا... این همه راه دویدم زِ پیِ دلدارم به امیدی که در این دشت برادر دارم تو دعا کن کنار بدنت جان بدهم فکر همراهیِ با شمر دهد آزارم یک عبا داشتی و خرج علیاکبر شد با چه از روی زمین جسم تو را بردارم؟ خیز و نگذار که ما را به اسیری ببَرند من که از راهیِ بازار شدن بیزارم سپردیام به که رفتی؟