فدای اشک چشمات بشم برادر

فدای اشک چشمات بشم برادر

[ حاج عبدالله باقری ]
فدای اشک چشمات بشم برادر
بیا و نشکن دل غمینِ خواهر

فدات شن دسته‌گلهای من
بذار میدون برن برادر
بذار بشن فدات حسینم به جان مادر

ببین تو خیمشون چقدر غمگینن
بذار برن اسیریمو نبینن
فدای اشکت

بده اجازه که برات پرپر شن
فداییِ تو و علی‌اصغر شن
(فدای اشکت)2

ببین گلهامو داداش پر از احساسن
اگرچه کودک امّا یه‌پا عباسن

ببین به عشق تو حسینم
کفن پوشیده‌ان برادر

بذار تا نذرِ من ادا شه
غریب مادر

میرم میون خیمه‌ها میشینم
تا اشک غربت تورو نبینم
ببین غمینم

الهی زیر پای تو پرپر شن
الهی مثل اکبرت بی‌سر شن
ببین غمینم
*بمونیم پیکر بی سر ببینیم 
بمونیم مادر و بی معجر ببینیم 
****

خواهرت را دریاب
دو پسر دارم و یک سینه‌ی از غم بی‌تاب

چون زمین‌گیر شدم
اشک در گوشه‌ی چشم پسرانم شده قاب

تا که راهی بشوند
به روی آبرویم پیش تو کردند حساب

خوب یادم مانده
که چگونه حسن از غصه‌ی مادر شد آب

نگذار که باز مردی از ما بشود
در غم ناموس عذاب

(من از این می‌ترسم)2
که پسرهام ببینن اسیرم به طناب

باید این دو بروند
تا نبینند مرا بعد تو در بَزم شراب

نظرات