صبور مثل ایوب، غیور مثل حیدر دیدم کَندی ازجا، چهل دربِ خیبر مالک کل آسمان و زمین، زینبه یزید بلندشو از سرجات ببین، زینبه از حرکت میفته زنگ شترها مگه حیدرِ کرّاره رو منبر یا این زینبه کوفه سراسر محوِ سکوته جای پایش هم در ملکوته چقَدَر این زن پُر جبروته یزید انگار هنوزم تو هَپروته تو در زیر چادر، علی شد تظاهر شدن محو خطبت، تمامِ عناصر عالمه و کامله و فاضله، زینبه و خطِ قرمزِ ابوفاضله، زینبه بعدِ ابالفضل توی کربوبلا دیدن که تنها علمدار توی قافله، زینبه کل دنیارو کرده احاطه خدا هم محوِ لحن صداته ابیعبدالله مستِ نگاته اولیاء مُخَدره جونم فداته