
شبای انتظارم من و حالِ نَزارم، برگرد به آغوشم ماه شب تارم، من ابر بهارم، برا تو بیقرارم میبینی وقتی تو نیستی گره میخوره کارم برگرد که پای تو بمونیم برگرد تا وقتی ما جَوونیم آقا همه برات به یادِ مرحومِ حاج کافی میخونیم بچّههامون همه جَوون شدن جَوونامون همه پیر شدن پیرامون همه رفتن امّا آقا نیومدی گُلای باغچهمون خزون شدن باغچههامون همه نیمهجون شدن منتظرهات سرِ راهن ماهِ زهرا نیومدی ماهِ زهرا نیومدی... ***** تویی برکت عالَم، ای شور دمادم برگرد که عمر من دیگه تمومه کم کم محبوب دل من، ای وارث خاتم این رسم کریما نیست، نخواه که تنها باشم برگرد، بذار فاصله کم شه برگرد که مُردیم از صبوری آقا فدای اون قدمهات برگرد که دیگه بسه دوری ماهِ زهرا نیومدی... ***** زخمی شده بالم، باز خرابه حالم خیلی پریشونِ روز و شبِ سالم باید تو بیای تا جون بگیره عالَم هر ثانیه شد بی تو این عمره وبالم آقا دلم تنگِ نگاهته آقا دلم تنگِ صداته هر روز دخیلِ دامنت شد قلبی که محتاجِ دعاته سخته این غربت و دربهدری سخته این ماتمِ بیخبری جمعههامون پُر از رنگِ آهه آقا بیا بیا بیا تا این سپاه جون به کف راهی شَن با شما سمتِ نجف ای قرارِ دل زهرا، جانِ زهرا بیا بیا ماهِ زهرا نیومدی...