نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام عزیزم نفسم امیدم همه کسم پهلوونِ رشیدم فاطمهتم علی چشات و وا کن چادرم و رو صورتت کشیدم پهلوون بدر و حنین و خیبر نبینه زهرا تو رو توی بستر خودم با چادر سرت و میبندم تنگه دلم چشات و وا کن حیدر دستت و بزار تو دستم که بریم دنبال تو اومدم پسر عمو اینا حرفای تو رو نفهمیدن بیا حرف دلت و به من بگو «غصه به سر رسیده، شهادتت مبارک وقت سفر رسیده، شهادتت مبارک» سلام عزیزم نفسم امیدم خوش اومدی سه نوبرِ خمیدم از اون شبی که تنها گذاشتی من رو سی ساله من یه روز خوش ندیدم ببخش که غرق خونه روی حیدر ببخش که من افتادم توی بستر تو اومدی و حاجتم روا شد خوش اومدی این نفسای آخر دستمو بگیر بلند شم از زمین دستمو بگیر که خستم از همه اینجا جز تو کسی یار من نشد هیچ کی مثل تو نمیشه فاطمه فاطیمه، گولَّرِ سرال دی فاطیمه فاطیمه حیدری کجالدی فاطمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد