نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای ماورای حد تصور مقام تو مریم کنیز و عیسای مریم غلام تو ۲ دست خدا و چشم خدا صورت خدا ۲ تو بر خدای قائم و ما بر قوام تو ۲ دون کلام خالق و فوق کلام خلق ۲ نهج البلاغه آن ملکوتی کلام تو ۲ هر صبحُ دم شعاع طلایی آفتاب ۲ آید ز آسمان پیعرض سلام تو ۲ فرض است بر تمامی ذرات کائنات ۲ مهر تو و ولای تو و احترام تو۲ ارض و سما به یمن وجود تو ثابتند۲ دائم بود مدار فلک بر دوام تو۲ روزی دهد خدا به همه خلق کائنات۲ از سفرهی ولایت و انعام عام تو۲ فردا حساب مومن و کافر تو میکنی ۲ برپا کند قیامت کبری قیام تو۲ صوم و صلاة رنگ خدایی به خود گرفت۲ زان خون که رنگ کرده صلوه و صیام تو۲ در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید ۲ قربان حسن مطلع و حسن ختام تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد