سحر بود و شب نیمه‌ی ماه رمضان بود

سحر بود و شب نیمه‌ی ماه رمضان بود

[ حیدر خمسه ]
سحر بود و شب نیمه‌ی ماه رمضان بود
فلک در شعف و شور دگر وقت اذان بود

زمین در تب و تاب و نگران بود
دوباره نفس باد صبا مشک فشان بود

ملائک همه در طاق فلک اوج گرفته
همه در جوش و خروشند
خلائق همه درغفلت ماه رمضان خواب و خموشند

فقط عده‌ای از اهل خدا و تنی از هاشمیان گرم مناجات و به هوشند
که انگار قرار است که امشب ز می ناب خدا باده بنوشند

چه اوضاع عجیبی، چه شوری و چه حالی
چه بزمی چه بساطی، چه شوری چه نشاطی

صدا می‌رسد از دور، صدای نفس حور
درست است صدا می‌رسد از عالم والا
ز سوی احد خالق دادار توانا
صدا می‌رسد از عرش معلیٰ
قسم می‌خورم امشب، شب عید است

قسم می‌خورم امشب شب عید است
وگرنه کسی از صبح ازل تا به ابد صحنه‌ای اینگونه ندیده‌ست

بعید است که جبرییل اینگونه بیاید
پر خود باز نماید لب خود را بگشاید
و بگوید که منم حامل پیغام گوهربار
برای تو و زهرای تو و حیدر کرار

معطل همه‌ی دشت و دمن شد
مصفا همه‌ی باغ و چمن شد
نبی چشم تو روشن
که ز زهرا و علی شاخه‌ی طوبای ولای تو 
مزین به حسن شد 

چه عطری چه نسیمی، چه پیغام عظیمی 
محمد خداوند سلامت برسانیده و فرموده
که آغوش گشایید
قرار است بیاید در این خانه کریمی

در آن سوی میان دل یک خانه‌ی کوچک
که بنایش همه خشت است
حیاطش همه از بال فرشته‌ست
همان خانه که بر سر در آن نام علی را
ملک العشق نوشته‌ست
زنی پاک سیَر در پس آقا و یلی پاک سرشت است

نشسته‌اند کنار هم و تمثال دو خورشید
نه خورشید، دو مهتاب نه دو مهتاب
دو دریا نه دو دریا که دو دلبر
که یکی نام بوَد فاطمه و دیگری‌اش حضرت حیدر

قرار از کفشان رفته دگر تاب ندارند
شب از نیمه گذشته‌ست ولی خواب ندارند 
و در خلوت تنهاییشان قول و قراری بگذارند
که نام پسر اولشان را چه گذارند

****

کیست این ماه
که با آمدنش ماه به رخ پرده گرفته
و خورشید خودش را زده بر خواب و نتابیده و خفته

فلک و عرش به نوبت در این خانه
سجده‌کنان آمده ماهانه گرفته
ز ازل تا به ابد هر که غلام سر کویش شده
از خانه‌ی او منسب شاهانه گرفته

کیست این مرد
همان است که بر فاطمه عین است 
به علی نور جبین است
ابر مرد قیام است
ابر مرد زمین است
همان است که صلحش شرف و عزت اسلام و تنومندی دین است

کیست این مرد
همان است که از روز ازل
دلبر و دلدار حسین است
و همه دلخوشی حضرت زینب
و هم استاد ابالفضل یل ام‌بنین است

کیست این مرد
همان است که نامش همه دم بر لب زوار حسین ابن علی در کف بین الحرمین است

نظرات