نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رویای قدم زدن میبینه وسط صحن با صفای آقا یا تو حسینیه با بین روضه هر باری که خواب میره پاهام چی میشه که بازم بیام ببین تو گریه زاریمو گفتم تو قبرم بذارن عکسای یادگاریمو همونی که مُحرمش گرفتم جلو عَلَمش گرفتم یا اونی که اربعین دم حرمش گرفتم همونی که گنبد پشت سرم بود بین دو تامحرم بود یا عکسی که دستم روی شونهی مادرم بود آقام آقام آقام آقام حسین جان... جز تو رو کسی حساب نکردم من درس گرفتم از شکستام میبینه رویای لمس ضریحو هر باری که خواب میره دستام خیال من راحته چون میبینی بیقراریمو گفتم تو قبرم بذارن عکسای یادگاریمو همونی که من آقا با اشاره گنبدو هدف گرفتم یا عکسی که اربعین شهر نجف گرفتم همونیکه رفیقمگفت یه عکسحجلهای ازتگرفتم یا عکسی که تحویلِ سال شهر مَشهد گرفتم آقام آقام آقام آقام حسین جان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد