نگرونم به جون خودت قسم چه کنم خیلی برات دلواپسم وقتی گفتی کربلا دلم گرفت جوری که بالا نمیاد نفسم نمیدونم چه خاکی سرم کنم خیمههامونو باید عَلم کنم باید از جلو پای این بچهها دونهدونه سنگ و تیغو جمع کنم قول بده مراقب خودت باشی زبونم لال اگه افتادی پاشی