دور حسین غوغا شده یکی داد زد تنها شده خیمهها رو غارت کنید حالا که بی سقا شده نامردی شد افتادنت بی دست بودی که زدنت دیدم نیزهداری رو که میخ شد نیزه تو بدنت به همت ریختند، پشت و پناه من به همت ریختند، کم دست و پا بزن از علقمه خمیده برمیگرده خیمه دیدن داره اشک چشای خیمه اضافه شد یه درد دیگه به درد خیمه تا خیمه هزار دفعه افتاده حق داره برادر از دست داده ***** اول عبا را از تن آقا درآوردند با پا بلایی بر سر پیکر درآوردند بعد از سه روز از پیکر روی زمین مانده نیزه شکسته را دهاتیها درآوردند **** راهتو با منِ دلتنگ عوض کردی پیرهنت رو وسط جنگ عوض کردی صورتت سوخته یا چشم من تاره؟ زیر نور خورشید رنگ عوض کردی بمیره مادت، تعارفی شده چرا بریدن سرت