(دوباره من دلم تنگه برایِ کربلا برا حال و هوایِ سحرایِ کربلا)۲ برایِ شنبههایِ سُفرهیِ اُمُالبَنین برایِ اون همه برو بیایِ کربلا رومو هیچ موقع نمیزنه زمین (سُفرهیِ اُمُالبَنین)۳ گرههایِ کور وا کرده همین (سُفرهیِ اُمُالبَنین)۲ یا اُمُالبَنین، گرفتارم یا اُمُالبَنین، تورو دارم ... ***** روزام میگذره هی با خاطراتِ کربلا فدا موکب و اون بند و بساطِ کربلا شبیهِ بچهها دوباره گریه میکنم من از اُمُالبَنین میخوام براتِ کربلا مُرده زنده میکنه، بیا ببین (سُفرهیِ اُمُالبَنین)۲ میده خرج کربلایِ اربعین (سُفرهیِ اُمُالبَنین)۳ یا اُمُالبَنین، کم آوردم یا اُمُالبَنین، زمین خوردم ...