(خلاصه عرض کنم حال گریه دارم را )۲ دلا بسوز که گم کردهام زوارم را (نشستهام سر راهت بلند گریه کنم )۲ مگر که گوشهی چشمی کنیم هوارم را (جناب یوسف اگر شد سری بزن به گدات )۲ که من به عشق تو ول کردم دیارم را (دعای رفتن خود را تو مستجاب نکن )۲ تو که هنوز جوانی بیا شتاب نکن مرا به ساخت تابوت خود مجاب نکن بیا و بر سر ما خانه را خراب نکن بمان وگرنه حلالت نمیکنم زهرا بمان که بی تو میافتم ز غصهها زهرا شرار کینه همین که به گلشنم افتاد (همین که با لگد مردها زنم افتاد )۲ نگاه من به تو در وقت بردنم افتاد تو را زدند و طنابی به گردنم افتاد (به سنگ قبر محکت زد نرفته از یادم )۲ کنار من کتکت زهرا نزفته از یادم