حمد مخصوص خدايی است كه يزدان من است رب من خالق من رازق و رحمان من است آن خدايی كه ز نعمت و لطف و كرم احسانش منتش بر رگ و بر ريشه و شريان من است بهترين نعمت او موهبت مهر علی است بخدا دوستيش مايهی ايمان من است من كه يك حلقه ام از سلسلهی يارانش جذبهی طلعت او سلسله جنبان من است شاهده گفته من در شب میلاد علی اشک شوق است که از دیده به دامان منست بر جهان ناز كند سيزده ماه رجب شب ميلاد علی روز فروزان من است حرم آغوش گشوده است به استقبالش سر و پا ناز كه او صاحب و مهمان من است مكه بالد كه علی بت شكن شهر من است كعبه نازد كه علی علت بنيان من است کعبه ، گفتمش جلوهی خاصی دگری یافتهی گفت از نور علی آینه بندای مناست فاطمه بنت اسد خنده کنان میگوید لله حمد که این غنچه بستان مناست بوسه بر بیت خدا داد ابوطالب گفت این جگر گوشه من شاهد ایمان مناست گیردش چون به سر دست پیامبر گوید این علی وارث من حافظ قرآن مناست میکند نام علی زمزمه زمزمه زمزم یعنی جاری از خاک رشت چشمهی جوشان مناست آفرینش همه در عظمتهای علی سخنی رفت كه در طبع سخنران من است آب گفتا كه علی شد سبب خلقت من خاك گفتا قدمش بر سر و چشمان من است نور گفتا كه منم از طلعت او تابیدم باد گفتا كه علی سلسه جونبان من است کوه گفتا که بود جای علی قلهی من باغ گفتا علی لاله و ریحان من است غنچه خندید که از عشق علی لبریزم ابر گریست که انگیزه باران من است آسمان گفت مرا شوق زمین بوسی او کهکشان گفت علی شمع شبستان من است مسجد کوفه بنالید زفقدانش گفت که پر از ناله او غرفه و ایوان من است کربلا گفت منم مَهد عزیزان علی راز مظلومی او خون شهیدان من است گفت با خون دل و سوز جگر طفل یتیم که علی روشنی کلبهی ویران من است سائلی از همه جا رانده ز دل آه کشید که به درگاه علی دیده احسان من است دست منو دامن تو چونگفتی همه رو در همه جا دست به دامن من است باز خواهم که شبی در حرمت صبح کنم این امید دلم از خالق سبحان من است من عابده محراب دو ابرُی تو ام پیوسته به سوی قلبه روی تو ام گویم که وقت اعتکاف است سه روز عمریست که معتکف کوی تو ام ای که گفتی فمن یمت یرنی جان فدای کلام دلجویت کاش روزی هزار مرتبه من مردمی تا بدیدمی رویت قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ خصم خدا به وجه خدا چوب میزند درحيرتم از او كه كجا چوب میزند دشمن به بوسه گاه شما چوب میزند یاعلی یاعلی یاعلی یاعلی