(حالا که اینجا آمدم )۲، از راه طولانی امشب پناهی باش بر دل های طوفانی وقت سفر ، باید سبک تر بارم را پس غیر از دوست هرچه در دل هست ارزانی در قعر چاهیم و اسیر ظلمت نفسیم ایکاش روشن میشد این دل های ظلمانی و آنگاه که سخت غافل بوده ایک از تو اما تو راضی میشوی از ما به هر سانی گرچه لباس معصیت پوشیده ام اما امشب ببر همراه خود مارا به مهمانی نام علی مارا از آتش دور خواهد کرد با حب او معنا گرفته این مسلمانی بچه در آغوش پدر آرام میگیرد پس جان مولا یک نجف مارا ببر آری علی علی علی ... عمری دوای درد بی درمان ما گریه است راه علاج ماست تنها گریه درمانی به عزتت قسم این اشک های روضه مارا آبرو داده ای خوش به حال آنکه چشمش هست بارانی با یا حسین ما مسیر راه آسان شد مهرت فضیلت داشت بر این مهر پیشانی پشت ضریحش حبس در زندان دنیایی ایکاش در وا میشد امشب روی زندانی (یک جرعه آبش نه عذابش داد در گودال )۲ عالم به قربان لب آن تشنه قربانی در بین صحرا زیر رو کردند جسمش را پس زیر رو شد هر که برد اسمش را