نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جنسِ این فاصله رو رسیدنی کن با تو زندگی برام تازگی داره سرِ من پیش کسی خَم نشد امّا پیش پاهای تو افتادگی داره یه حسّ تازهای میگه از این دلشوره رد میشم اگه خوب عاشقت باشم با کلّ دنیا بد میشم آخه غیرِ تو کیه که دل بسوزونه برام؟ میدونم غیرِ خودت کسی نمیمونه برام... ***** من کنارِ تو به دلگرمی رسیدم که اسیرِ سردیِ تنهایی نیستم ریشههام تُو دستای عشقِ تو بوده اگه مثل کوه هنوز رُو پام میایستم تُو اوجِ هر گرفتاری نگاهت آرامشِ محضه دارم حس میکنم سایهت بِهِم نزدیکه هر لحظه یه اشاره کافیه دلمو رُفو کنی میخوام امشب با نگاهت مَنو زیر و رُو کنی آخه غیرِ تو کیه که دل بسوزونه برام؟ میدونم غیرِ خودت کسی نمیمونه برام... ***** اثر دعای خیرِ پدرم بود هر جا اسمت میاومد دلم میلرزید من از هر چی غیرِ عشقِ تو گذشتم مگه زندگی برام چقدر میارزید؟ یه وقتایی که آشوبم بِهِم انگیزه میبخشی همون ساعت که دنیام از بَدی لبریزه، میبخشی گرهِ کار مَنو میدونم وا میکنی کربلای همه رو داری امضاء میکنی آخه غیرِ تو کیه که دل بسوزونه برام؟ میدونم غیرِ خودت کسی نمیمونه برام...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد